می توان اینسان تصور کرد

بوسه باران و رقص باد

مستی عطری که می پیچد درون باغ

جامه رنگین سال نو به جلد شهر

عیدی و دیدار

عهد آغازی دگر پیمان شکن ها را

لیک وقتی شورها خوابید

باز آن تکرار

و همان رفتار معهودی که جز آن انتظاری نیست

چیست سال نو

چون درنگی مختصر در کارهای خویش

بعد تجدید قوا تکرار آن رفتار