میرزا عبدالرحیم نجار زاده تبریزی که
در میان قاطبه ی کتابخوان بیشتر با نام طالبوف تبریزی مشتهر گردیده است ؛ یکی از
رهبران فکری انقلاب مشروطیت می باشد که از خود چندین جلد کتاب نیز به یادگار
گذاشته .خود وی در اکثریت قریب به اتفاق نامه هایش نام خویش را عبدالرحیم تبریزی
توقیع نموده است . عبدالرحیم بن شیخ ابوطالب بن علی مراد نجار تبریزی که در برخی
کتابهایش خود را عبدالرحیم نجار زاده تبریزی نیز نوشته ؛ در سال 1250 هجری مطابق
با 1213 شمسی در دامنه کوه سرخ فام عینالی و محله سرخاب تبریز که امروزه با نام
مقبره الشعرا بیشتر به اذهان آشنا گردیده ؛ دیده به هستی گشود و در سال 1289 یعنی
پس از چهار سال از پیروزی مشروطیت در تمرخان شورا حاکم نشین داغستان رخ در خاک
گذاشته در قبرستان مسلمانان آن شهر به خاک سپرده شد . او در سن شانزده – هفده سالگی
دیار غربت اختیار کرده و اکثر عمر با برکت خود را در غربت طی می کند . طالبوف به
غیر از زبان مادری خود ترکی ؛ به زبانهای عربی ؛ فرانسه ؛ روسی و فارسی کم و بیش
آشنا بوده و در این زبانها دارای آثاری است . البته خود در جایی به اصطلاح امروزی
ها شکسته نفسی اختیار کرده و به دانستن زبانهای ذکر شده گردن ننهاده است . وی
زمانی که در داغستان زندگی می کرد لحظه ای از یاد موطن خود غافل نبود و از اخبار
دور و نزدیک نیز به توسط روزنامه های وقت مطلع می گردید . یکی از روزنامه های
روشنفکری آن ایام که منطبعه خارج بود ؛ روزنامه اختر بود که شهرتی به سزا کسب کرده
بود . " در ربع آخر سده نوزدهم میلادی ؛ افراد علاقه مند ایرانی در ایران و
خارج از ایران از طریق مجلات ایرانی چاپ استانبول و قاهره در بحث نوین سازی شرکت
می کردند . معروف ترین این نشریات اختر از سال 1876 تا 1896 در استانبول به چاپ می
رسید . این نشریه فعالیت های انجمن ایرانی مقیم پایتخت امپراطوری عثمانی را منعکس
می کرد و بزرگترین وسیله تبادل نظر برای بحث بر سر پیشرفت و تمدن ایرانیان را نشان
می داد . "
قدر مسلم اینکه" لغات و ترکیبات
خاص در نثر طالبوف کم نیست . برخی از آنها شاید در میان فارسی زبانان قفقاز یا
استانبول رایج بوده یا ترجمه از طرز تعبیر ترکی است . پاره ای از استعمالات وی
روان و بلیغ است مانند پیش بندی : جلو گیری ؛ دراویش خرمن گرد ؛
خدمتانه : خرج سفر ؛ پاپوش : کفش ؛ چکمه – ساعت بند : بند ساعت ؛ بد قمار ؛ سماور نقره
نما ؛ گنده شکمی .بعضی دیگر متاثر از عربی است یا الفاظ فرنگی است که هنوز معادل
فارسی آنها رواج نیافته بوده است ؛ از قبیل : ضاحک بلا تعجب ؛ ذرات میاه ؛ ابخره
مائی ؛ سرباز معلم ؛ تعلیم یافته ؛ قبرستان منتظری ما ؛ گدایان مسبوقی ؛ دل جمادی
: سنگدل ؛ کولتور ؛ گروپ : گروه ؛ کونفیدنسیال : محرمانه . "
پس از چاپ کتاب ارزشمند و خواندنی
" کتاب احمد یا سفینه طالبی " اثر عبدالرحیم طالبوف که به سرعت دست در
دست افراد کتاب خوان می گشت ؛ روزنامه اختر نیز بنا به وظیفه خود که آثار گرانبها
را تبلیغ می کرد ؛ به تبلیغ این کتاب پرداخت چرا که میرزا مهدی خان منشی صاحب
نشریه ؛ خوب می دانست که روزنامه شان چقدر مورد توجه قرار می گیرد . ذیلا آگهی
چاپ کتاب احمد اثر طالبوف را از روزنامه اختر به اتفاق می خوانیم :
کتاب احمد یا سفینه طالبی
"این کتاب سودمند دارای مطالب
بسیار بلند نصایح و جغرافی و اندرزهای باریک سیاسی است . هر چند که مصنف محترم
دانشمند مبنای سخن را به صحبتهای طفلانه گذاشته ولی پس از خواندن معلوم می شود که
پیران کهنسال و دانشمندان نکته دان را از آن بهره های وافی است . الحق در پارسی
تاکنون کس بدین نمط سخن نسروده است . برای صاحبان ذوق سلیم تدارک نسخه ای از آن
کتاب لازم است . کتاب مذکور در اسلامبول در اداره و کتابخانه اختر و در (بمبی) در
خدمت جناب عمده التجار حاجی محمد حسن صاحب تاجر کاشانی به فروش میرسد هر کس خواسته
باشد بد آنجاها رجوع نماید. "
مرحوم دکتر غلامحسین یوسفی که
به حق از اساتید بنام و برجسته ادبیات معاصر بودند اندیشه های و آثار طالبوف را
ستوده ومی نویسد : " اندیشه های طالبوف و افق فکری که وی بر روی هموطنان خود
گشوده موضوعی است شایان توجه که خوشبختانه مورد بحث واقع شده است اما مردی که
توانست به مدد قلم خود در شمار پیشگامان ترقی و اصلاح طلبی ایران در قرن اخیر در
آید ؛ چنان منزلتی دارد که در این کتاب از او یاد شود بخصوص که از بنیان گذاران
ساده نویسی و نثر جدید فارسی نیز هست و تاثیرش در این زمینه آشکارست و مسلم . طالبوف
قصد خلق اثر ادبی نداشت بلکه بیشتر می خواست هموطنانش را هدایت کند . منتهی جاذبه
نوشته های او در آن روزگار ؛ علاوه بر جلوه تازگی افکار ؛ بی گمان تا حدی نیز ناشی
از مایه او در نویسندگی است " همو در ادامه می نویسد که : شور وطن خواهی از
یک سو؛ و آگاهی و مایه فکری و استعداد نویسندگی از سوی دیگر ؛ طالبوف را نیز بر
انگیخت تا بوسیله قلم مردم را هشیار کند و آنان را از عیوب خود کامگی وبی قانونی
باخبر سازد و به طرفداری از مشروطه دعوت کند . اما نوشته های اوفقط شورانگیز نبود
بلکه شامل راهنماییهای اصولی و نکته های دقیق نیز می شد ."
طالبوف به غیر از اینکه خود
نویسنده صاحب سبک و مدرن بود در کارهای خیر نیز همیشه پیشتاز بود . با اینکه وی
سالهای چندی را در غربت به سر برده اما هیچگاه وطن و زادگاهش را به بوته نسیان و
فراموشی نسپرده بود . از انسانیت وی همین بس که به مدارس کمک مادی و معنوی می کرد
. گرامی روزنامه اختر در این زمینه سطوری اندک نوشته که شاید دیدن و خواندنش برای
امروزیان مفید فایده باشد :
" انسانیت
از قراریکه آگاهی حاصل نمودیم جناب
ملا عبدالرحیم تبریزی الشهیر به طالبوف که از فضلای غیرتمند ایران است و از دیرگاهی
در شهر تمیرخان شوره اقامت دارد باقتضای آرزوی طبیعی و میل سرشتی که به ترقی معارف
وطن همیشه از ایشان مشهود افتاده است دویست جلد کتاب از علم فیزیک بانضمام سی منات
نقد به مدرسه رشدیه تبریز اعانه نموده اند "
وطن دوستی طالبوف در جای – جای آثارش
مشهود است . اگرچه به زبان ترکی اثری را از وی سراغ نداریم ؛ اما از لابلای نوشته
جاتش می توانیم وطن پرستی وی را لمس کنیم . ذیلا به فرازهایی از مکتوب طالبوف به
همشهری خود ؛ میرزا یوسف خان اعتصام الملک ؛ پدر بزرگترین شاعره معاصر پروین
اعتصامی دقت نمائیم .
"... در باب تاسیس مطبعه و
کتابخانه ؛ بنده غیر از تبریز در هیچ نقطه نمی خواهم اثری از من بماند . بنده محب
عالم و بعد از آن محب خاک پاک تبریز هستم . " چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
" هر چه در تبریز درست نمائید بنده را می توان شریک و سهیم و عبد و خادم و
جاروب کش آن عمل بدانید . اگر بتوانید از کتب روسها استفاده نمائید می توانم خیلی
کتابهای مفید بفرستم . .. "
طالبوف این نامه را زمانی می نویسد
که حداقل 50 سال بود تبریز را ندیده و در حسرت زادگاهش شبها را به روز می کرد. اما
زمانی از یاد زادگاه و شهرش غافل نبود .
چنانکه گفته شد پس از چاپ کتاب احمد
روزنامه اختر در چندین شماره متوالی نسبت به معرفی این کتاب پرداخت که نمونه ای از
آن نیز در سطور بالا ارائه گردید . در اینجا به یک تقریظ از این کتاب تمثیل جسته
می شود . البته قبل از تقدیم شدن متن تقریظ نویسنده حیفش می آید که مقدمه
یاد داشت را نیز تقدیم ننماید . گفتنی است این نوشته چنانکه خواهید خواند به خامه
ناظم الدوله نویسنده و روشنفکر هم دوره طالبوف است که وی نیز در آن دوره سهمی در
جامعه روشنفکری داشته است .
" کتاب احمد یا سفینه
طالبی
پیشتر در یکی از نسخهای اختر هموطنان
محترم را که هواخواهان ترقی ملت و عالم انسانیت هستند مژده داده بودیم که طبع کتاب
مستطاب احمد که از تالیفات ادیب کامل ذوفنون آقا ملا عبدالرحیم تبریزی الشهیر به
طالبوف نقیم تمیرخان شوره که الحق سفینه ایست از گوهر و دفینه ایست مملو از درر در
دستگاه مطبعه اختر مقرون بختام است حال بیاری خداوند متعال آن کتاب سودمند به حلیه
طبع آراسته و به موقع استفاده عمومی گذاشته شد . در تعریف و توصیف این تالیف منیف
بدون مبالغه و اغراق همین قدر توانیم گفت که تمامی مندرجاتش مقبول طبایع خاص و عام
و مورد تحسین ادبا و فضلای عالیمقام است در ستایش آن همین بس که جناب مستطاب اجل
اکرم اقای ناظم الدوله سفیر کبیر ایران با همه جلالت شان و مشکل پسندی و نکته سنجی
که مرایشانرا است در مندرجات آن کتاب فوائد نصاب به نظر استحان نگریسته تقریض
بلیغی که از خامه بدیع نگار آن چنان وزیر ستوده شعار پسندیده . سزاوار است در
آنباب نگاشته و قیمت آن کتاب را در نظر ادیبان وسخن شناسان دو بالا داشته اند .
چون برای تعریف آن کتاب بیانی بهتر از آن تقریض بلند تحضیض مولف ارجمند تواند شد
بنظر نمیآمد که مطالعه کنندگان را از مندرجات کتاب مذکور تا یک درجه آگاهی دهد
لهذا صورت همان تقریض را تیمنا در اینجا نقل مینماییم تا همگنان را از مراتب منافع
ان بخوبی اطلاع حاصل آید .
صورت تقریض
چونکه باطفلان سروکارت فتاد
پس زبان کودکان باید گشاد
چنانکه معلوم است تا کنون دانشمندان
هر قومی در هر عصر و زمان و در هر مملکت و دیار در ضمن تربیت صغر و کبار باقتضای
وقت و موقع در خور اخلاق و آداب و عادات ملت خودشان ؛ سخنان نغز و دلکش آراسته و
پندهای سودمند پیراسته اند تا عامه ناس از خواندن آنها تهذیب اخلاق نموده از جهل و
نادانی بپرهیزند و به سوی دانایی و بینائی گریزند . چنانکه باقتضای وقت و حکم زمان
بعضی از حکما و دانشمندان از زبان طیور و وحوش و برخی از قول پری و سروش سخن سروده
و مقصودشان از ترتیب آن حکایات حکیمانه همانا تربیت بنب نوع بوده است و بس .
چون بنای سخنان آن طایفه فرزانه از
روی حق و بی غرضی بود ؛ این است که دست انقلابات زمان با همه نیرو و توانایی از
زمانهای دیر باز بر آنها چیره نشده هر یک از آنها از تطاول و عوارض ایام مصون و نا
امروز گروه انسانی را به سوی نیکیها را همنون است . مقصود از بسط این مقال ذکر
کتابی است که بنام سفینه طالبی یا کتاب احمد به لغت پارسی بسیار ساده این روزها
انتشار یافته است . چندی پیش نسخه نا تمام آن کتابرا دیده و مطالب مندرجه اشرا بسی
ستوده بر مولفش آفرینها نموده ام .
همت کولف این خجسته کتاب عالیجناب
معالی آداب آقا ملا عبدالرحیم تبریزی الشهیر به طالبوف که از سالیان دراز در خطه
داغستان و قفقاز اقامت دارد الحق شایسته هزار گونه تنجید و ستایش است . این آزاد
مرد با دانش مبتای کتاب را به صحبت های طفلانه موسس داشته . با احمد فرزند خود و
سایر اولادشان از هر در صحبت میدارد ؛ و در آن ضمن بسی نکات حکیمانه و پند های
پیرانه سروده ؛ گاهی رشته سخن را به سوی علوم و فنون متداوله و کشفیات جدید و اختراعات
غربیه حکمای مغرب زمین معطوف داشته . به سبب احاطه که خود دارد از ناحیت هر یک از
آنها شرحی مبسوط بیان نموده و انکاء بالحاح طفلان به تصریحات خود می افزاید . و
گاهی از حب وطن سخن می سراید و در ادای کلام هر گونه تکلفات منشیانه را کنار
گذاشته چنان سخن سروده که هم طفل خورد سال و هم پسر سالخورده هر دو از بیانات حکمت
آیاتش بهره کافی توانند برد . و گاهی نیز میران کلام را از روی قواعد انتظام امور
ملل متمدنه برداشت نموده خوانندگان را بدین سوی راهنمایی می کند . و در ادای هر
مطلب چندان طرف ادب را رعایت کرده سخنان نغز و دلچسب بیان مینماید که از خواندن و
شنیدن آنها هر مرد غیرتمند و ملت پرست به وجد و سماع آستین برفشانده به ترانه .
هنوز گویندگان هستند اندر عجم
که قوت ناطقه مدد از ایشان
مترنک گردیده از آینده امید واریها
حاصل می نماید . باری هر چه در ستایش و توصیف مندرجات آن کتاب قواید نصاب گفته شود
حق شکرانه آن چنانکه شاید و باید ادا نخواهد شد . همین قدر می توان گفت که تا کنون
در السنه شرقیه هنچنان کتاب سودمند تالیف نشده که خورد و بزرگ را از مقتضیات زمان
تا این پایه آگاهی بخشد . لهذا در ضمن تبریک آن مولف کامل به نگارش این چند کلمه
به عنوان تقریض پرداخته دوباره عنان سمند سخن را به سوی عنوان مقاله تقریض منعطف
ساخته آن هموطن غیرتمند را مخاطب داشته می گویم
چونکه باطفلان سرو کارت فتاد
پس زبان کودکان باید گشاد
اسداله طباطبایی
کتاب فوق در اداره اختر از قرار جلدی
بیست غروش فروخته میشود هرکس خواستار باشد بدآنجا رجوع نماید برای ممالک خارجه
اجرت پوست بدآن افروده خواهد شد . "
چنانکه مذکور شد مرحوم طالبوف به
لحاظ اینکه به چندین زبان تبحر داشت توانست آثار زیبا و ماندگاری از خود به یادگار
گزارد که خوشبختانه قسمت اعظم آنها چاپ و نشر شده اند که عناوین آنها را چنین می
توان شمرد :
1-سیاست طالبی ؛ به کوشش رحیم رئیس
نیا ؛ محمد علی علی نیا و علی کاتبی – این کتاب در سال 1357 توسط نشرعلم در تهران
و در 167 صفحه منتشر گردید . کتاب پیشتر در سال 1329 هجری نیز منتشر گردیده و
آخرین کتاب چاپ شده مولف است .
2- سفینه طالبی یا کتاب احمد ؛ این
کتاب نیز از مشهور ترین کتابهای طالبوف است که بارها به توسط محققان چندی چاپ شده
است .
3-مسالک المحسنین ؛ کتاب فوق نیز
بارها چاپ گردیده .
4-نامه های طالبوف ؛ کل نامه های
طالبوف که شمار آنها اندک نیز نمی باشد متاسفانه در یک جا چاپ نشده اند و آرزو می
شود که در یکجا توفیق چاپ حاصل نمایند .
5-اشعار طالبوف ؛ این کتاب نیز چاپ
نگردیده و فقط قسمتی از اشعار طالبوف در مطبوعات وقت منتشر شده بودند .
6-سفر نامه طالبوف به قفقاز ( چاپ
ناشده )
7-پند نامه مارکوس؛ قیصر روم (
استانبول 1301 ) این کتاب را مترجم از زبان روسی به فارسی برگردانده.
8- رساله یا کتاب فیزیک ( اسلامبول
1311 ) نام دیگر این کتاب را حکمت طبیعیه ذکر کرده اند .
9-نخبه سپهری .شرح مختصری از احوال
حضرت رسول ( ص ) است که چندین مرتبه به حلیه طبع آراسته گردیده . ( اسلامبول 1310)
10-رساله هیئت جدیده ( اسلامبول 1312
) این رساله اثر فلاماریون فرانسوی بود که طالبوف آنرا از روسی به فارسی ترجمه
کرده بود .
11-مسائل الحیات یا همان جلد سوم
کتاب احمد ( تفلیس 1324 )
12-ایضاحات در خصوص آزادی ( تهران
1325 )
13-مقالات طالبوف : چاپ شده در
مطبوعات ادواری
14- آزادی و سیاست : به کوشش ایرج
افشار
15- الحمار یا خر نامه . این کتاب که
یکی از آثار مهجور مرحوم طالبوف می باشد گویا در زادگاهش چاپ گردیده است .
ادبیات شناس برجسته مرحوم
دکتر غلامحسین یوسفی در جایی دیگر نیز در رابطه با نثر طالبوف می نویسد : در ایران
– که این گونه مفاهیم به فارسی کمتر نوشته و نشر شده بود – آثار قلمی طالبوف
درخششی خاص و در میان مشروطه خواهان ارجی بسزا داشت . بی سبب نیست که آنها را
الفبای آزادی خوانده اند و او را پیشوای گرانمایه ای می شمردند . به پاس همین
گونه خدمتها و حیثیت ملی و آزادیخواهی طالبوف بود که پس از استقرار مشروطیت ؛ مردم
آذربایجان او را بی آن که خود آگاه باشد به نمایندگی در مجلس شورای ملی انتخاب
کردند . "
ساده نویسی یکی از امتیاز های
طالبوف بود . بی جهت نیست که مرحوم دکتر یوسفی نیز بر این امر صحه می گذارد و می
نویسد : " ساده نویسی طالبوف اختصاری آشکار در نثر وی پدید آورده و جمله های
کوتاه و دقیق وروشنی بخصوص در محاورات و یاگزارش احوال و وقایع از قلم او تراویده
است ؛ از قبیل پل بیست چشمه باید ساخته شود ؛ صد هزار تومان خرج لازم است و
دولت از این عوالم بی طرف5 است ؛ از تجار هم کسی نیست که خیراتی بسازد ؛ .. من چه
تقصیر می توانم بکنم ؟ دزد نیستم ؛ مال مردم خور نیستم ؛ فقیر هستم ؛ مشغول کسب و
کار خود ؛ برخاستیم نماز خواندیم ؛ چایی خوردیم . می خواستیم روانه بشویم از طرف
جنوب راه گردی برخاست ؛ از کوه سواره زیاد سرازیر می آیند .اگر این جمله ها را با
نثر منشیانه دوره قاجاری مقایسه کنیم آن وقت تفاوت سبک و نیز ارج کوشش طالبوف و
کسانی مانند او را در ترویج ساده نویسی بهتر در می یابیم ."
البته این ساده نویسی گاهی به مذاق
بعضی ها جا افتاد نمی باشد و از این رو گاهی اوقات برای نثر طالبوف ایراد های بنی
اسرائیلی گرفته اند. اما در توجیه آن نوشته اند : " برخی از این نقصها
را توان ناشی از این شمرد که لهجه مادری طالبوف ترکی آذربایجانی بوده و او دور از
ایران بسر می برده و فارسی را به درس نیاموخته بوده چنان که خود نیز به این موارد
ضعف معترف بوده است . اما با وجود این ؛ جای او در میان پیشگامان نثر فارسی معاصر
محفوظ است ؛ همچنان که در شمار هادیان افکار عمومی به سوی فرهنگ و تمدن جدید ؛
آزادی و بهزیستی . بی سبب نبود که همشهریش لعلی تبریزی( شمس الاطباء) او را حکیم
پند آموز خوانده و مربی آدم و وطن پرستیش را ستوده است . وجود کسانی آگاه چون
طالبوف را دلیل آن شمرده اند که مشروطیت ایران به خواست بیگانگان نبوده بلکه تلاش
و کوشش عامه مردم به هدایت راهنمایانی مانند او و دیگر مردان ترقی خواه آن عصر ؛
چنین میوه ای ببار آورده است "
چنانکه ذکر گردید وی گه گاهی
شعر نیز می سرود و بعضی از اشعارش در مطبوعات و یا در کتابها چاپ گردیده اند . اما
اگر جانب انصاف را نگه داریم اشعارش چندان توفیق کسب نکرده اند و فن حسابی وی را
باید در جایی دیگر جستجو کرد . در اینجا جهت خالی نبودن عریضه به یک شعر طالبوف که
در سفر نامه دوم مظفرالدین شاه به فرنگ ثبت گردیده و صاحب ترجمه آنرا در حضور شاه
مملکت قرائت کرده و مورد تحسین مظفرالدین شاه قرار گرفته را به اتفاق می خوانیم .
ای وطن ای که مرا قبله بجز سوی تو
نیست
من نپرسم به خدا کعبه اگر کوی تو نیست
عقل کل مهر تو را ارزش ایمان بنهاد
خوش بها داده ولی قیمت یک موی تو نیست
سلسبیلی که بود چشمه معروف بهشت
ما ز رضوان نشنیدیم بجز جوی تو نیست
نکهت سنبل و گل رایحه مشگ و عبیر
نشر عطر گل و خاک تو و جز بوی تو نیست
حرمت صید حرم را خرد از من پرسید
گفتم ارصید حرم هست جز آهوی تو نیست
فارغ از ذکر تو یک لحظه نیم ها بنگر
همه مویم چه زبان ناطق یاهوی تو نیست
صاحب این وطن ای شاه مظفر امروز
غیر ذات خرد آیات ملک خوی تو نیست
نظم ملک تو آسودگی خلق جز این
آرزو در دل این پیر دعا گوی تو نیست .
البته ایشان را اشعار دیگری نیز بود
که تبرکا در اینجا تقدیم می گردد :
چه خوش گفت دانا دلی ز اهل روس
توان زاین سخن دست او داد بوس
تو اول بگو با کیان دوستی
من آنگه بگویم که تو کیستی
همان قیمت آشنایان تو
عیاری است بر ارزش جان تو
=+=
گر وطن ما کنون چنان و چنین است
آیه ی لایقنطوا اساس متین است
شاه و وطن بهر ما است معبد و معبود
ها سخن حق و قول صدق همین است
شه بپرستیم و ملک را بستائیم
کان ملک و ملک را خدای معین است
دشمن ما روس و انگلیس نباشد
وحشت ایران نه از یسار و ینین است
جهل و نفاق و طمع نبودن قانون
نکبت این ملک را عدوی مبین است.
=+=
گر دهم شرح من از ظلم و فساد وطنم
سوزد از آتش دل نامده بر لب سخنم
بخدائی که بر افراشته این سقف بلند
شرمم از گفته خویش آید و از خویشتنم
فقر روحانی ایرانی ماتم زده را
در تکلم مثلی نیست که تا من بزنم.
در جای جای این شعر وطن پرستی وی
مشهود است . جالب است که بر خلاف بعضی ها وی به تعریض مظفرالدین شاه را می ستاید.
ای بسا وی با خواندن این شعر ؛ شاه مملکت را پیشاپیش به امور وطن و رتق و فتق امور
هموطنان یاد می آورده است . البته " ترقی خواهان و اصلاح طلبان وی را می
ستودند . حتی مظفرالدین میرزا ولیعهد می گفت : طالبوف وطن پرست است ؛ خوب می نویسد
. و او را تشویق می کرد .
مرحوم دکتر فریدون آدمیت که
کتابهای چندی در مورد افراد تاثیر گذار در دوره های ناصری و مظفری دارد ؛ در یکی
از کتابهای ارزشمندش به نام " اندیشه های طالبوف تبریزی" اندیشه های
مترقی صاحب ترجمه را به چالش کشیده و نقش موثر وی را در انقلاب مشروطیت انکار
ناپذیر دانسته و ستوده است . طالبوف در دوره مجلس اول از طرف مردم فهیم تبریز به
نمایندگی انتخاب گردید ؛ اما بنا به دلایلی از قبول این امر خطیر شانه خالی کرد !
منابع و ماخذ و توضیحات :
1-اختر استانبول و آغاز عصر جدید
ایرانی – آنیاپیستور حاتم ؛ ترجمه مهران کندری/ مندرج در کتاب سایه سار مهربانی
یاد نامه دکتر منصوره اتحادیه /چاپ اول ؛ بهار 1383 ؛ تهران – به کوشش مصطفی زمانی
نیا
2-روزنامه اختر – سال بیست و
یکم – شماره 33 ؛ سه شنبه 8 رمضان 1312 / مارس 1895
3-یادداشتهای شخصی صاحب این قلم –
رضا همراز
4-روزنامه اختر ؛ سه شنبه 29 ذیحجه
1311 مطابق با 2 ژوئیه 1894 – سال بیستم ؛ شماره 51
5-مسالک المحسنین / عبدالرحیم طالبوف
/ به کوشش باقر مومنی ؛ چاپ دوم 2536 ؛ تهران ؛ نشر شبگیر
8- تاریخ تهاجم فرهنگی غرب و نقش
روشنفکران وابسته ( 10) / موسسه فرهنگی قدر ولایت / چاپ اول 1386 ؛ تهران
9-سیاست طالبی ؛ به کوشش : رحیم رئیس
نیا ؛ محمد علی علی نیا و علی کاتبی – این کتاب در سال 57 توسط نشرعلم در تهران و
در 167 صفحه منتشر گردید .
10-اندیشه های طالبوف تبریزی –
فریدون آدمیت ؛ چاپ دوم 1363 ؛ تهران ؛ نشر دماوند
11-آزادی و سیاست / عبدالرحیم طالبوف
/ به کوشش ایرج افشار ؛ نشر سحر ؛ تهران 1357
12-دومین سفرنامه مظفرالدین شاه به
فرنگ / چاپ افست از روی نسخه اصل ؛ تهران 1362 – نشر کاوش
13- دیداری با اهل قلم / دکتر
غلامحسین یوسفی / دانشگاه مشهد ؛ 1358 ؛ دو
جلد
14- م. ع. طالبوف- تبریز
1326 -1948 / از نشریات انجمن روابط فرهنگی ایران با اتحاد جماهیر شوروی ؛ شعبه
تبریز