نوکیسگان در آزادراهها/ شاهرخ تندرو صالح
آنهایی که دهه شصت خورشیدی را در سرزمبن گل و بلبل یاد دارند شاید بخشی از نکته های بنده را دریابند . امروز این سرزمبن،مزرعه دیروز این سرزمین است. اگر از زیر تیغ سلاخی و مفتمرگی گریخته باشی اگر زندگی ات ،دایره المعارف رنج های بیهوده باشد اگر خود را از بویناکی در امان نگهداسته باشی اگر سرنوشت و آینده ات ،تباه کژ باوری و گیجی و گولی و بی سوادی و منفعت طلبی و منفعت سنجی مشتی بورسیه دهه ده و بیست پهلوی یکم و دویم و صف نخست انقلابیون بعد ۵۷ باشد که صنار شعور آنالیز مسایل روزگار خود را نداشتند و ندارند و سر هر مساله ای ،ده ها خط و ربط و تبانی خفیف و کثیف را بنیان نهاده اند،خوب می توانید شبکه مویرگی حیات زالوهای منتشر در سرزمین نفت و حوصله را دریابید. برای من و مانندگان من،دهه شصت وحشت از همه چیز نمی گذاشت که آب دهانمان را براحتی قورت بدهیم .دهه شصت .کابوس خیابان ها و کوچه ها و خانه ها و اکسپرسیون همنوعان انتقامجو. از آن روزها هزاران هزار صفحه نوشته شده و از این روزها نیز.آن روزها ،نقطه ثقل زندگی ، بر وحشت بود و حالا ،بر نوکیسه گی و عرض اندام بیلبوردی زندگی و واقعیت زندگی ایرانی. اگر کسی ازین اوضاع نمی ترسد پس شاکله وجودش نیاز به آچار کشی اساسی دارد . ما ذره ذره داریم در لاتاری فریب ،فروخته می شویم و بلیط شانس و اقبالمان توی جیب زیرتنبانی حضراتی نو کیسه است که به اهریمن ،درس شیادی می دهند.... از کجای ابن شب تیره تا کجای این شب ویران....؟؟؟؟؟
