شعری از لانگستون هیوز/ترجمه سمیه سلیمانی
شعری از لانگستون هیوز/ترجمه سمیه سلیمانی
It was a long time ago.
I have almost forgotten my dream.
But it was there then,
In front of me,
Bright like a sun-
My dream.
And then the wall rose,
Rose slowly,
Slowly,
Between me and my dream.
Rose until it touched the sky-
The wall.
Shadow.
I am black.
I lie down in the shadow.
No longer the light of my dream before me,
Above me.
Only the thick wall.
Only the shadow.
My hands!
My dark hands!
Break through the wall!
Find my dream!
Help me to shatter this darkness,
To smash this night,
To break this shadow
Into a thousand lights of sun,
Into a thousand whirling dreams
Of sun!
Langston Hughes
مدت زمان زیادیست
رویایم را تقریبا فراموش کرده ام
اما رویای من ،
زمانی آنجا بود
در مقابل من ،
روشن مثل خورشید .
و پس از آن دیوار بلند شد
به آرامی بالا رفت
به آرامی،
بین من و رویای من.
بلند شد
تا جایی که
آسمان را لمس کرد .
سایه !
من سیاه هستم
من نشسته ام در سایه
دیگر نوری ازرویای من ،
بالای سرم نیست
فقط دیوار ضخیم
فقط سایه.
دست های من!
دست های تاریک من!
از میان بردارید دیوار را!
بیابید رویای من را!
به من کمک کنید
بشکنم این تاریکی را،
این شب بی سر و صدا را،
با یک هزار نور خورشید،
با یک هزار رویایای چرخش آفتاب!
لنگستون هیوز
