1

Et si mon poeme …

 

شعر من اگر ویزایی برای سرزمینی دور نباشد

فاکتور پرداخت نشده ای که هست

یا دست کم  حسابی برای کاوش.

۲

Dans  mon ecriture en colere

در دستخط عصبانی من

حرف های  به هم چسبیده ،

بردگانی هستند

که خلاف جریان آب پارو می زنند

استیکس*، در در همه ی کتاب هایم جریان دارد .

.................................

*رودی جاری در جهنم. بر اساس اسطوره شناسی یونان.

-------------------------------------

۳-

Le mot change

 

دگرگون می کند واژه

تا بر سفیدی کاغذ می نشیند

دیگر روشنی هم به گردش نمی رسد

جاری در پیرامونش

طوفان،بی آن چرخ می زند

در مجموعه ی بسته اش سکوت نامی ندارد.

-------------------------------------

۴-

La vie

 

زندگی شط بلند آرامی نیست

قتل عامی  است زندگی

و تو از من شعر می  خواهی

آراسته ،با گل و پرندگانی کوچک

 

می بخشید مرا،خانم ها !آقایان !

هر یک از شعر های من ، مردگان شما را به خاک می سپرند.

-------------------------------------

۵-

J avance sans filet

 

از ستاره ای به ستاره ی دیگر

می روم، بی مدد تور و تاری

لغزان از لا بلای گودال هایی سیاه

از ماه به خورشید می پرم .

در امتداد زمین تاب می خورم

حالا دیگر از آنِ زمین نیستم

چرا که این شعر دروغی است

و زیبا بودن حق آن است.

-------------------------------------

۶-

cet alphabet outrage

 

این الفبا یی که بی قدر شده

میان این همه دست و دهان

این حروف، باردار اندیشه ی مایند

شبی که ما می آفرینیم شان تا خویش  را یهتر ببینیم

 

***برگردان آسیه حیدری شاهی سرایی***