سه گانی/الهه تاجیک زاده
(1)
دیدن ات برای قلب شرحه شرحه ام
مثل مرهم است
آاااای... ای کسی که زندگی بدون تو
برای من
جهنم است....
(2)
گرچه بر سرشاخه هایم بوسه بوسه عشق می کاری،
من تو را از خود نمی دانم گل زیبا؛
ریشه در مرداب ها داری...
(3)
بال ها، اگر چه خسته و شکسته است...
راه آسمان که بسته نیست؛
ما به نام نامی تو می پریم
بدون پر...
پرنده تر...
(4)
من، اسیر غربت زمین
از شکوه خاطرات آسمانی ام چه مانده است؟
چند مشت پر در آستین!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14:44 توسط ...
|
