مثل رعدو برقِ آسمان
 
-ساعت خروج مهر از استوا به سمت دیگر زمین-
 
سردی هوا زبانه می کشد به هرطرف
 
زرد می شود نگاه سبز ریشه ها
 
***
 
اتفاق بود...
 
شعله ای به جان شاخه ها رسید
 
شعله های سرد
 
سوخت برگ و بار نارون
 
- کهن درخت باغ-
 
اتفاق بود...
 
برگ های سرد
 
برگ های زرد
 
برگ های سرخ و تیره و
 
پُرزدرد
 
روی خاک باغ/کوچه ها/در کنار نهر
 
طعم کوچ می دهند
 
اتفاق بود...
 
سالهاست اتفاق ساده ی زمین مرور می شود
 
زندگی برای من،تو،ما
 
از زمانه های ابتدای اتفاق/ دور می شود
 
***
 
مهربانیِ باغبان به شاخه های گل
 
- در هجوم بارش تگرگ-
 
اتفاق نیست
 
مهربانی است
 
یک کلام؛
 
مهربانی اتفاق نیست