دهه ی هفتاد بی گمان یکی از عجیب ترین دوره ها ی شعر فارسی است . تحولاتی  که شعر ، در ده سال معروف به دهه ی هفتاد از سر گذرانده به نحو چشمگیری بحث رایج والبته جذاب محافل ادبی و شاعران جدی بوده است . غالب بحث و جدل ها اما ، حول نوعی شعر آوانگارد ، که به پسامدرن شهرت یافته می چرخد ؛ چنان که به نظر می آید تنها جریان جدی و مطرح سال های اخیر ، حرکت مورد اشاره باشد .

به خوبی می دانیم جریان های شعری همزمانی در حرکت بودند که نسبت چندانی با پسامدرن نویسی ندارند . از سوی دیگر شاعران پر آوازه ای را می شناسیم که در این دهه سرگرم کار خویش بودند . به گواه شمارگان کتاب ها و شهرت نام و شعر شان ، بخش اعظم حافظه ی شعری را به خود مشغول داشته اند ، اما نتوانستند همتراز پسامدرن نویس ها ، محل نقد و خوانش و نزاع باشند .

در نگاه اول واز منظر یک مخاطب تازه وارد ، عنوان جنجال های مطبوعاتی ، برازنده ی این بحث و جدل هاست . موضوع طرح شده اما به همین سادگی نیست .

در سال های اخیر کمتر نشریه ی جدی بوده که به این نحله ی شعری نپرداخته باشد ، حتی در نگاه برخی دوستان جدیت نشریات به میزان پسامدرن پردازی شان بستگی داشته

 

در بدو امر تا از شعر پیشرو سخن به میان می آید ، عنوان شعر پسامدرن برجسته تر نوشته می شود ؛ عنوانی که بیش از یک دهه در پی توجیه و زمینه سازی حضورش خلاقیت های بسیاری را به نگارش واداشته و چنین به نظر می آید که هم چنان ادامه می یابد .

 

خرم شهر آزاد شد ، حمید آزاد شد

 

پس از فروکش کردن فضای ملتهب سال های آغازین انقلاب ، که شعر و شعار خاص خود را می طلبید ، کم کم چگونه گفتن دغدغه ی شاعرانی شد که حال پسوند شاعران بعد از انقلاب را یدک می کشیدند . جریان های شعری پیش از انقلاب که در آخرین سال های دهه ی پنجاه ، گسست نا خواسته ای را تجربه کردند ، دوباره با اندکی دخل و تصرف شیوه ی خود را پی گرفتند . به ویژه جریان شعر موج ناب که مقارن با انقلاب اسلامی اوج همه گیری شان را شروع کرده بودند .

شاعران اسمی پیش از انقلاب ، که اغلب با سرود ها و شعار ها همراه شده بودند پس از فروکش کردن تب انقلاب ، به تکرار یا ادامه ی خویش  پرداختند . البته نا گفته نماند که اتفاقات سیاسی به وضوح بر شعر شان تاثیر گذاشته ، وبه راحتی می توان رد پای بسیاری از رویداد های آن سال ها در شعر ها دید .

تحولات سیاسی اجتماعی اواخر دهه ی پنجاه آنقدر گسترده بود که بتواند ادبیاتی خاص خود را بیافریند . انبوهی از شاعران جوان به همراه چند شاعر دهه های پیشین شیوه ی تازه ای را پی ریختند که با نام ادبیات انقلاب و جنگ می شناسیم .

غلبه ی دیدگاه ارزشی بر همه ی جوانب هنر ، به خصوص در شکل رسمی اش ، عملا هیچ تریبونی را برای شاعرانی که جنگ را مقدس نمی دانستند ویا جور دیگری به اتفاقات نگاه می کردند ، باقی نگذاشت . در دهه ی شصت  تقریبا هیچ نشریه ی ادبی مستقل و معتبر منتشر نمی شد .جنگ با عراق نیزبه هنر این  اجازه را نمی داد که فارغ از نگاه ارزشی مسلط  ، به هنر بپردازد . البته نه این که تولید آثاری از این دست امکان پذیر نبود ، بلکه توزیع و مهم تر از آن آگاهی بخشی در این حوزه تحت تاثیر مولفه های یاد شده با مشکل روبرو شد .

جنگ تحمیلی پایان یافت و برای ما ایرانی ها خیلی تلخ پایان یافت . شعر انقلاب که اکنون یک دهه از حضورش را جشن می گرفت همچنان به حرکتش ادامه می داد وسر شاخه های تازه ای نیز به آن افزوده می شد ....

فعال نبودن نشریات ادبی جدی ، منفعل بودن فضای نقد و نظر ادبی و... به نحو چشمگیری شعر دهه ی شصت را به خمود و ایستایی کشاند . فروغ زدگی ، شاملو گرایی ، رواج عرفان ، آن هم از نوع سپهری اش ، اندک شاعرانی که موفق شدند در این همهم ها اسمی برای خود دست و پا کنند را به فهرست شاعران خلاق نیفزود . ایستایی چنان غلبه ای یافته بود ، که شاعران جوان می پنداشتند سرودن شعر خارج از چها رچوب مصوب نیما ، اخوان ، فروغ ، و به ویژه شاملو  امکان پذیر نیست . برخی از نویسندگان که عنوان منتقد را به همراه داشتند با پرداختن به شاعران برتر مورد اشاره ، به چنین فضایی دامن می زدند . با نگاهی به حجم این گونه نوشته ها به خوبی در می یابیم که یک نوع بازگشت ادبی در جریان بوده است . حتی شاعران انقلاب که به لحاظ محتوایی مدعی تازگی بودند ، نتوانستند از بازگشت ادبی مورد اشاره کناره گیرند ، رد پای شاملو وفروغ با تمام ویژگی هاشان در شعر انقلاب قابل رد گیری است . حتی نقد های مطبوعاتی هم جرات نمی کردند از شعر در حال جریان بگویند .و این چنین بود که شعر دهه ی شصت نتوانست به جریانی خلاق بدل شود .

 

رشد گیاه تند تر می شود

 

اواخر دهه ی شصت حرکت تازه ای در شعر فارسی رخ داد . نشریات ادبی تازه ای به راه افتاد ، جلسات شعر خوانی رونق تازه ای یافت و از میان شاعران مطرح دهه های پیش شاعرانی چون باباچاهی براهنی ، رویایی و... حضور فعال خود را اعلام داشتند . حضور انبوهی از شاعران جوان ویا اصطلاحا جوان ، نوید بخش راهیابی شعر فارسی به گستره ی تازه ای بود که هنوز به درستی سمت و سویش معلوم نبود . زمزمه ها از اشباع شیوه های رایج می گفتند واین که هر چه نیما  گفته و اخوان و حقوقی و دکتر کد کنی شرحش کردند ، وحی منزل نیست .عموم قالب های رایج ، با دیدی انتقادی به چالش کشیده شدند و جوان تر ها آنقدر جسارت داشتند (البته بسیار لازم بود ) که خطاب به نسل قبل با صدای بلند می گفتند " بروید کنار ما پیدایمان شد ".

همگان در جستجوی راه تازه متفق القول بودند اما هنوز جریانی جدی حضورش را اعلام نکرد

 

رضا براهنی ، اما نه به تنهایی

 

اواخر دهه ی شصت و اوایل دهه ی عزیز هفتاد ، رضا براهنی به طرح نگره های تازه ای پرداخت ،که انصافا در بدو امر جز حیرتمان نیفزود . موقعیت شناسی دکتر براهنی به خوبی در درک موقعیت پیش آمده ، موفق عمل کرد : در دو دوره از کلاس های حضوری به طرح نظریاتش پرداخت ، که نمی توان عنوان کلاس را به صراحت در باره ی این جلسات به کار برد .( شمس آقاجانی و چند شاعر حاضر در این جلسات ، در این باره مطالب مفیدی نوشتند . )

به طور حتم صرف موقعیت شناسی براهنی نمی توانست تنها دلیل جریان سازی باشد . میل وافر شاعران جوان به تاملات شبه فلسفی ، به راه افتادن نهضت ترجمه ی جدید و... در این امر دخیل بودند . به یک باره و به طرز بی سابقه ای انبوهی از متون فلسفی با گرایش ادبی بازار کتاب را در اختیار گرفتند .اگر این امکان فراهم بود تا بتوان آماری از مطالعات شاعران و نویسندگان فراهم نمود ، به خوبی نشان می داد که  در برنامه ی مطالعاتی شاعران این متون حتی از شعر نیز پیشی گرفتند .نهضت جدید ترجمه طبقات مختلف کتاب خوان را به نگره خوانی واداشت . به گونه ای شهرت این مترجمان حتی از شاعران و نویسندگان طراز اول این سرزمین پیشی گرفت که در صدر این فهرست می توان از بابک احمدی نام برد . اگرچه بسیاری از اهل فن بر این اعتقادند که اغلب نگاشته های احمدی با سوء تفاهم و سهل انگاری همراه بوده ، هیچ کس نمی تواند منکر نقش و جایگاه ویژه ی وی در این عرصه باشد . ضمن این که بسیاری از کج فهمی های از این دست ، محصول بد خوانی و شلختگی های مطالعاتی مخاطبان عموما جوان بود . فارغ از همه ی این عوامل ،بر آن چه که این مبحث بر آن تاکید دارد خدشه ای وارد نمی کند : نگره های فلسفی و شبه فلسفی به نحو ویژه ای به کمک پسامدرن نویسی شاعران جوان آمده ، در تسریع حضور این جریان شعری نقش انکار نا پذیری داشته است .

در کنار مولفه های تاثیر گذار بر این جریان از رخداد های سیاسی میاه ی دهه ی هفتاد به ویژه جریان دوم خرداد نیز نام می برند .این گروه از دوستان حتی فراتر رفته ، این نوع شعر را معلول تغییر فضای سیاسی کشور می دانند .