مومیائی/حمید رضا حامدی
شعرهای من بوی درد میدهند بوی سایه های خسته از عبور بوی بغض بی شکیب ابرهای دور روز و شب در سکوت سینه سوز شعرهام زخمهای کهنه و عمیق گرم در تنفس اند شعرهای من مومیایی عواطف منند چندِش آور و نمور کنج دخمه های سوت و کور هر کدام مثل حرف حق از زبان چوبه های دار سرد و بیصدا معلق اند شعرهای من بدند زهر مثل قهر چون درختهای منعکس میان نهر ساقه ها در آسمان شاخه ها درون آب بار و برگ میدهند شعرهای من بوی تلخ مرگ میدهند!
|
|
یکشنبه هشتم بهمن 1391 | |
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23:59 توسط ...
|
